دیروز از محبت خار ها گل می شدند
امروز از محبت گل ها خار شدند
فردا دیگر کسی محبتش را برای خارها خرج نخواهد کرد
خدا،مادر،درس،دانشگاه ،آدما،اجتماع،مشکلات،دردسر،خوبی،خنده،گریه،رویا،شعر،داستان ،دوست خوب،دوست بد، جدایی،وصال،امروز،دیروز،فردا،سرنوشت،خودکشی،مردن،کشتن،فراموش شدن،فراموش کردن،
همش همین بود تموم شد
روزی فرمانروایی یشوا نام که در ملکوت فرمان روایی می کرد فرزند خود را به روی زمین فرستاد و به او دستور داد گنجینه ای را که در زمین وجود دارد برای او پیدا کند . فرزند به زمین آمد . او گشت و گشت و گشت تا در اعماق اقیانوس جعبه ای از جنس طلا یافت برای این که مطمئن شود این گنج همان گنج است که یشوا می خواهد. در آن را باز کرد با وحشت نگاه کرد او بسیار ترسید چرا که نوایی از جنگ، سیاهی ،بدبختی و فقر از آن برخاست بدون درنگ در آن را بست می خواست آن را به اعماق اقیانوس باز گرداند که نوایی به گوشش رسید، ناله کنان همچون صدایی پری زیبا می گفت :پس من چه ؟ مرا هم آزاد کن. پسر هراسان از آن که مبادا این حیله ای باشد با صدایی لرزان گفت : تو کیستی
صدا در جواب گفت: من همان گنج یشوا هستم که مرا در زمین برای فرزندانش پنهان کرد من امیدم
من امید هستم ارمغان یشوا برای فرزندانش
مرا آزاد کن تا در قلب آن فرزندی ساکن شوم که نام یشوا بر زبانش جاریست
بیایید ما هم همچون فرزند یشوا باشیم که به یاد پدرش بود و امید را یافت . بیایید ما هم او را پیدا کنیم و با تکیه به آن از روی کهنه گی ها بپریم تا به تازگی برسیم .
خشکی را رد کنیم تا دلمان جوانه ی بهاری زند .
بیایید در زمستان در دلمان بذر گیلاس بکاریم تا در بهار عروس بهاری داشته باشیم
بیایید امسال را به یشوا اعتماد کنیم و بدانیم او به راستی یشوا ست
و با صدایی بلند فریاد زنیم زنده باد خداوند نجات دهنده را
تا باشد امسال اراده ی او در زندگی مان انجام شود
و قلبمان از محبت پر گردد
سال نو ، افکار نو ، قلب نو و زندگی نو مبارک
پ.ن:یشوا از نامهای خداوند در کتاب مقدس آمده است (اشعیا ۱۴:۷) یعنی خداوند نجات دهنده است.
